آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

فرشته کوچولوی خونه ما

و بالاخره ورود بنده به پایتخت قدیمی ایران باستان

1391/6/8 17:18
نویسنده : مامانی
465 بازدید
اشتراک گذاری

در تاریخ 1 شنبه 11 تیرماه 1391 من به همراه مامان زهره و بابابزرگ و مامان بدری جون به شهر هگمتانه پایتخت

مادها قدم گذاشتملبخند

بابا مجید هم قرار شد دوشنبه بعد از انجام ماموریت از رشت به همدان بیاد

3شنبه 13 تیرماه اولین سالگرد فوت خاله افسر که متاسفانه بنده سعادت دیدن رو نداشتم( و خاله جون خیلی مشتاق بود بنده رو ببینه)بود

علت اصلی سفر ما هم همین بود،ما در خونه مامان بزرگ(مامان مامان بدری)مستقر شدیم.

روز 3شنبه که مسجد رفتیم و سر خاک.

روز 4 شنبه هم بابابزرگ به افتخار بنده یه مهمونی توی عباس آباد همدان ترتیب داد،آخه اون یکی مامان بزرگ مامان زهره و عموهاش و عمه اش من رو از بدو تولد تا کنون ندیده بودندخجالت


ین هم عکسهای بنده در عباس آباد:




پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

شبنم (دختر عموی آرتین کوچولو)
9 شهریور 91 14:24
عاشقتم فسقلی